الشيخ محمد تقي بهجت
92
جامع المسائل ( فارسي )
شك نيست ؛ و بدون آنها با قصد تأكيد ، اظهر عدم تعدّد است در تكفير ؛ و بدون قصد تأكيد ، احوط تعدّد تكفير است با تعدّد ظهار به عدد ظهارى كه محقّق شده است ، پس اگر پنج مرتبه ظهار كرده است با عود ، پنج كفاره مىدهد بنا بر قول اكثر و موافق احتياط ؛ و اگر بدون تكفير ، وطى نمود ، يك كفارهء وطىِ بدون تكفير مىدهد كه لازم يقينى است ، مضافاً به كفاره هاى ظهارها هر كدام از آنها كه به عود ، ايجاب كفاره مىكرد و تكفير نكرده بوده است . 8 - اگر ظهار ، مطلق بود ، حرام است وطى قبل از تكفير . و اگر معلَّق بر شرطى بود ، جائز است وطى ما دام آن شرط حاصل نشده است ، و وطى ، كفاره ندارد قبل از حصول شرط . و اگر شرط « وطى » بود ، پس مستظهر از آن اين است كه با يك وطى ، شرط حاصل مىشود ؛ و مرجع ظهار به اين است كه همان آخر ، وطى حلال باشد ؛ پس بعد از وطى اگر عود كرد و ارادهء وطى دوم كرد ، بايد كفارهء ظهار بدهد ؛ و اگر كفاره نداد و وطى دوم نمود ، دو كفاره بايد بدهد ؛ و به نفس وطى اول ، كفاره واجب نمىشود بنا بر اين كه هم شرط و هم محقِّق مشروط و هم محقِّق عود مىشود چون اختيارى است . و اگر فصل زمانى لازم باشد بين تحقّق ظهار و عود به مناسبت « ثمّ يعودون » ، چون وطى آنى نيست فاصله محقّق مىشود ؛ و اين امرى است ممكن ، لكن مخالفِ استظهارِ متقدِّم است . 9 - اگر معلَّق نمود ظهار را بر نفى فعل مثل نفى دخول دار ، يا نفى تزويج با غير محقّق نمىشود ظهار تا زمان يأس از وقوع فعل به مثل موت . و اگر خود موت بود ، كفاره محل ندارد . و اگر قرينه براى مدت نفى فعل بود ، به مضىّ مدّت محقّق مىشود ظهار . 10 - اگر بگويد : « أنت علىّ كظهر امّي إن كنت حاملا » پس اگر اثر حمل در زمان تعليق ، ظاهر بود ، يا آن كه ظاهر شد به واسطهء ولادت در كمتر از شش ماه از حين تعليق ، معلوم مىشود وقوع ظهار در زمان تعليق .